على رفيعى

66

تاريخ تحليلى پيشوايان (ع) (فارسى)

يعقوبى مىنويسد : قبيله طىّ هزار جنگجو داشت كه از فرمان عدىّ سرنمىپيچيدند . « 1 » گروه دوّم كه اكثريت خواص جبههء حق را تشكيل مىدادند افرادى بودند كه به امام و آرمانهاى امامت ايمان و اعتقاد راسخ نداشتند . منافع مادى و مصالح گروهى و قومى ، قوىترين انگيزه آنان از شركت در جبهه امامت بود . آنان تا آنجا از امام جانبدارى مىكردند كه منافعشان به خطر نيفتد . در هر رويدادى سعى مىكردند امام را همراه خود كنند . حتى در جريان بيعت ، كسانى از اينان اصرار داشتند در شرايط بيعت ، جنگ با ستمگران را بگنجانند ؛ به اين معنا كه ما بر سر نبرد با معاويه بيعت مىكنيم . ليكن امام مجتبى عليه السلام حاضر به پذيرش اين شرط نشد و فرمود با آنان بيعت مىكند به اين شرط كه با هر كس جنگيد بجنگند و با هر كس به مسالمت برخورد كرد با مسالمت برخورد كنند . « 2 » عدم پذيرش اين شرط از سوى امام به معناى ناخشنودى آن حضرت از جنگ با معاويه نبود ؛ بلكه هدف اصلى ، حفظ اقتدار مقام امامت بود . زمامدار بايد در امر مهمى همچون جنگ و صلح مختار باشد . كوتاهى خواص در حمايت از امام زمانشان از آغاز خلافت حسن بن على عليه السلام مشهود بود ؛ ليكن در جريان عزيمت به جبهه نبرد با معاويه تبديل به خيانت آشكار شد . در شرايطى كه نيروهاى شام تا سرزمين‌هاى « مَسْكِن » پيش آمده بودند ، امام حسن عليه السلام دوازده هزار نفر از نيروها را به فرماندهى « عبيداللّه بن عباس » به رويارويى آنان فرستاد . انتخاب عبيداللّه بدين جهت بود كه وى علاوه بر توانايى و كفايت ، از خويشان امام به‌شمار مىرفت . افزون بر آن ، سينه‌اى پركينه از معاويه داشت ؛ زيرا چندى پيش دو تن از فرزندانش توسط بسر بن ارطاة ، فرمانده خونخوار معاويه كشته شده بودند . در عين حال ، امام عليه السلام احتياط را از دست نداد و دو معاون براى وى برگزيد . يكى قيس بن سعد و ديگرى سعيد بن قيس . عبيداللّه پيش رفت و در مقابل نيروهاى شامى موضع گرفت . معاويه لشكرى به جنگ

--> ( 1 ) - حيات فكرى و سياسى امامان شيعه ، ص 140 به نقل از تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 181 . ( 2 ) - ر . ك : كامل ابن اثير ، ج 3 ، ص 402 ؛ انساب‌الاشراف ، ج 3 ، ص 29 و ترجمة الامام الحسن من تاريخ دمشق ، ص 174 .